عيسى ولائى
65
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
استصحاب حكم تكليفى سابق خواهيم كرد ، مثل استصحاب وجوب نفقه . توضيح اينكه نفقه زوجه بر زوج واجب است . اما اكنون ترديد در وجوب نفقه دارد ، زيرا شك در ناشزه بودن يا ناشزه نبودن زوجه دارد . در اين صورت استصحاب وجوب نفقه مىكند . مواد 1106 و 1107 و 1108 قانون مدنى . 31 . استصحاب حكم تعليقى استصحاب حكم تعليقى در مقابل استصحاب حكم تنجيزى است . و آن در جايى است كه « مستصحب » حكم تعليقى باشد . مثلا در دليلى آمده : اگر انگور جوش بيايد حرام است . پس حرمت انگور معلق به جوشيدن است و اين حرمت تعليقى است . درصورتىكه انگور جوشيده مدتى باقى بماند ، و تبديل به كشمش شود در اين صورت شك در حرمت آن كشمش خواهيم كرد . و اگر استصحاب حرمت كنيم در اين مورد استصحاب حكم تعليقى شده است . 32 . استصحاب حكم تنجيزى استصحاب حكم تنجيزى در مقابل استصحاب حكم تعليقى است ، و آن در جايى است كه « مستصحب » حكم قطعى و منجز باشد ، مثلا دليل گفته بود : خوردن انگور حلال است . سپس آن انگور تبديل به كشمش شود ، در نتيجه شك در حلال بودن آن عارض مىگردد ، در اين صورت اگر با استصحاب حليت حكم به حلال بودن آن بكنيم ، به آن استصحاب حكم تنجيزى گويند . 33 . استصحاب حكم وضعى استصحاب حكم وضعى در مقابل استصحاب حكم تكليفى است . استصحاب حكم وضعى مثل استصحاب علقهء زوجيت . توضيح اينكه زمانى علقهء زوجيت بين حسن و مريم محرز بوده و اكنون ترديد حاصل شده كه آيا علقهء زوجيت به هم خورده است ؟ مثلا آن دو از هم طلاق گرفته و جدايى حاصل شده يا خير ؟ در صورت چنين ترديد و شكى استصحاب علقهء زوجيت جارى مىگردد - و « زوجيت » حكم وضعى است . به مبحث « حكم وضعى » رجوع شود . 34 . استصحاب حكمى به مبحث « استصحاب حكم تكليفى » رجوع شود . 35 . استصحاب سببى هرگاه جريان استصحاب معيّن در مورد معين باعث منتفى شدن موضوع استصحاب ديگرى گردد ، شك در استصحاب اولى را « شك سببى » و شك در استصحاب دومى را « شك مسببى » گويند . و